فهرست تکراري قوه قضاييه: تکليف جرم سياسي هنوز روشن نيست
اودگون(چهارشنبه) ٣۰ بهمن ۱٣٨۷ - ۱٨ فوريه ۲۰۰۹
سخنگوي قوه قصائيه در حالي فهرستي از جرائم سياسي را در جمع خبرنگاران اعلام کرد که اظهارات وي نسبت به آنچه قوه قضائيه نه ماه پيش تحت عنوان "تصويب قانون جرم سياسي" عرضه کرد، نکته تازه اي در بر نداشت: تکرار بندهاي همان ماده قانوني.
عليرضا جمشيدي صبح ديروز در يک کنفرانس خبري از عناوين و مصاديق جرم سياسي سخن گفت. آقاي جمشيدي در پاسخ به اين پرسش که "فعاليت سياسي" در چه صورت "جرم سياسي" محسوب مي شود با تاکيد بر اينکه " صرف انتقاد از نظام سياسي يا اصول قانون اساسي، اعتراض به عملکرد مسوولان کشور يا دستگاههاي اجرايي بيان عقيده در امور سياسي، اجتماعي، اقتصاد" جرم محسوب نميشود، از کنش هايي چون " فعاليتهاي تبليغي موثر عليه نظام"، "برگزاري اجتماعات و يا راهپيمايي غيرقانوني"، "نشر اکاذيب به طور گسترده و يا تشويش اذهان عمومي از طريق سخنراني در مجامع عمومي "، "توزيع اوراق چاپي" و "تلاش موثر براي اختلافافکني ميان اديان و مذاهب" به عنوان جرائم سياسي نام برد.
بدين ترتيب اظهارات سخنگوي قوه قضائيه حاوي خبر جديدي نبود و در واقع تکرارهمان چيزي بود که در ماه اردبيهشت قوه قضائيه ايران از آن به عنوان تصويب " مصاديق جرم سياسي و مجازاتهاي مرتبط با هر كدام از اين جرايم" نام برده بود.
سي سال پس ازانقلاب سال 57 قوه قضائيه در ادامه بررسي لايحه قانون مجازات اسلامي، ماده 4 اين لايحه با موضوع جرم سياسي را مورد بحث و بررسي قرار داد که قرار است بر اساس آن معناي جرمي به نام جرم سياسي در ايران تعريف شود.
مطابق ماده چهارم که حاوي 5 بند و 2 تبصره است چنانچه اعمال ذيل با "قصد مخالفت با نظام جمهوري اسلامي" صورت گيرد و "متضمن خشونت" باشد، به عنوان "جرم سياسي" تلقي مي شود:
يك- فعاليتهاي تبليغي موثر عليه نظام
دو- برگزاري اجتماعات يا راهپيماييهاي غيرقانوني
سه- نشر اكاذيب يا تشويق اذهان عمومي از طريق سخنراني در مجامع عمومي، انتشار در رسانهها، توزيع اوراق چاپي يا حاملهاي داده (ديتا) و امكان آن.
چهار- تشكيل يا اداره جمعيت غيرقانوني يا همكاري موثر آنها.
پنج- تلاش براي ايجاد يا تشديد اختلاف بين مردم در زمينههاي ديني، مذهبي، فرهنگي و نژادي
در تبصره اول اين ماده قانوني تاکيد شده بود که همراهي "جرم سياسي" با "يکي از جرايم ديگر" مرتکب را به "مجازات اشد" محکوم خواهد کرد و در تبصره ديگر آن همان گونه که آقاي جمشيدي ديروز تاکيد کرد آمده است: "صرف انتقاد از نظام سياسي يا اصول قانون اساسي يا اعتراض به عملكرد مسئولان كشور يا دستگاههاي اجرايي با بيان عقيده در ارتباط با امور سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و نظاير آن جرم محسوب نميشود."
طي ساليان گذشته بحث استخراج و تعريف جرم سياسي از قانون اساسي جمهوري اسلامي همواره از دغدغه هاي نيروهاي مدني و سياسي ايران بوده است. از جمله در مجلس ششم يکي از مناقشات اصلي بين مجلس و شوراي نگهبان بحث "لايحه جرم سياسي" بود که چندين بار از طرف شوراي نگهبان رد شد و در نهايت به بن بست خورد و مسکوت ماند.
اما اينک علي رغم تصويب اين ماده در قوه قضائيه، که برخي حقوقدانان از آن به عنوان "گامي به جلو" ياد مي کنند، همچنان بسياري بر اين باورند که قانون تعريف جرم سياسي اشکالاتي بنيادين و اساسي دارد.
از جمله منتقدان با برشمردن اصل نهم قانون اساسي که "آزادي، استقلال، وحدت و تماميت ارضي کشور" را از يکديگر "تفکيک ناپذير" مي داند و تاکيد مي کند "هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي کشور، آزادي هاي مشروع را هر چند با وضع قوانين و مقررات سلب کند"، طراحان طرح مذکور را متهم مي کنند که با افزودن "اما و اگر بر اصول مندرج در حقوق ملت ها در قانون اساسي" به "محدود کردن آزادي ها و اختيارات افراد جامعه" مبادرت کرده اند.
از سوي ديگر فعالين حقوقي در ايران به کار برده شدن تعابيري چون " قصد مخالفت با نظام" يا واژه "خشونت" را در قوانين موجود تعريف نشده دانسته اند. اشاره اين کنشگران اين است که اساسا در قانون مشخص نشده است که چه اعمالي "مصداق خشونت" است. آنها بر اين مي پندارند اين قبيل قانونگذاري دست قضات را "باز" مي گذارد وموجبات "اعمال نظر سياسي - جناحي" را فراهم مي کند.
منتقدين در عين حال با اشاره به بند دوم اين ماده که "برگزاري اجتماعات يا راهپيماييهاي غيرقانوني" را جرم سياسي تعريف مي کند به اصل 37 قانون اساسي اشاره مي کنند که برابر با آن "اجتماعات و راهپيمايي هابدون حمل سلاح"، قانوني ارزيابي شده است. فعالين مدني به برگزاري اجتماعات و راهپيمايي هايي پس از برگزاري نماز جمعه اشاره و خاطرنشان مي کنند بسياري از اين تجمعات و راهپيمايي ها با "مجوز وزارت کشور" نبوده ولي نمي توان صفت "غير قانوني" را به آن اطلاق کرد؛ ضمن اينکه مسئولان نظام از اين قيبل تجمعات با احترام ياد مي کنند و با صفت "خود جوش" به استقبال از آن مي روند.
اما از نظر برخي حقوق دانان بند سوم نيز درست به اندازه بند دوم ماده 4 مي تواند متناقض و خلاف قانون اساسي باشد. آنها با بر شمردن ماده 648 قانون مجازات اسلامي که "نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي" را اساسا جرم نمي دانند مي پرسند چگونه در بند 3 لايحه مزبور "تشويش اذهان عمومي" به طور "جداگانه" جرم سياسي تلقي شده است؟
اين در حالي است که عليرضا جمشيدي ماه اردبيشهت در گفتگو با راديو زمانه تاکيد کرده بودکه: "اين لايحه به گونهاي تنظيم ميشود که با آزادي بيان و بحثهايي که در قانون اساسي از حقوق اوليهي مردم است، در تضاد قرار نگيرد".
در همين ارتباط ناصر زرافشان، حقوقدان، که خود چندين سال به خاطر بر عهده گرفتن وکالت قربانيان قتل هاي زنجيره اي سال 77 در زندان بوده است با نگاهي بدبينانه به اظهارات سخنگوي قوه قضائيه نگريسته و خاطرنشان کرده بود مسوولين قضايي "آنچه را که در رويه و عمل خودشان ظرف سالهاي گذشته به آن رسيدهاند" در قالب "مصداقهاي جرم سياسي" تعريف کردهاند.(روز)
نظر دهید